همشهری سرنخ، دزدها بیشتر اوقات چه در فیلمها و کتابها و چه در واقعیت انسانهای خشن و حیلهگری هستند که به راحتی در چنگال قانون گرفتار نمیشوند. سارقان حرفهای بسیاری هستند که به دلیل خطرناک بودن، نام و آوازهشان در جهان پیچیده است. اما در این بین، نام گروه دیگری از افراد هم در فهرست سارقان جهان جای دارد، البته نه به عنوان یک دزد حرفهای، بلکه به عنوان احمقترین دزدان جهان که یا به کاهدان زدهاند یا به دلیل تصمیمگیریهای نه چندان عاقلانهشان، در چنگال قانون گرفتار شدهاند.
دزدی از بانک تعطیل
ساعت 11:40 دقیقه صبح بود که کریستوفر آلن کوچ 28 ساله سوار بر خودروی خود جلوی بانک سیتیزن نورترن توقف کرد و بعد آهسته به طرف پارکینگ بانک پیچید و چند دقیقهای در همان جا در ماشینش نشست. کریستوفر مرتبا به ساعتش نگاه میکرد و منتظر بود تا ثانیهها هر چه زودتر سپری شوند. ساعت 12:01 دقیقه که شد، جوان در حالی که دستکش به دست داشت و کلاه اسکی روی سرش گذاشته بود، از خودرواش پیاده شد. ظاهرش بسیار عجیب بود و از تفنگی که در دست داشت، معلوم بود که میخواهد از بانک سرقت کند. از این رو یکی از کارمندان بانک وقتی دید او در حال نزدیک شدن به بانک است، سریعا گوشی تلفن را برداشت و با پلیس ایالت پنسیلوانیا تماس گرفت. کریستوفر به در بانک که نزدیک شد، خواست وارد شود اما نکته جالب اینجا بود که در بانک باز نمیشد و وقتی چشمش به کاغذی که روی در بانک چسبانده شده بود، افتاد، چشمانش از تعجب گرد شده؛ چراکه او بعد از ساعت اداری دست به سرقت زده بود و حتی پیش از دزدی به خودش زحمت نداده بود که ساعات باز بودن بانک را چک کند. با رسیدن ماموران، هرچند دزد بی هوش و حواس پا به فرار گذاشت اما هنوز به در پارکینگ نرسیده، به اتهام حمل غیر قانونی اسلحه و اقدام به دزدی دستگیر شد.
دزد و قهرمان شمشیر بازی!
ویرجین اوجلاکی 23 ساله - قهرمان شمشیر بازی المپیک اهل گرجستان- در حال تمرین کردن و شمشیر زدن بود که ناگهان چشمش از پنجره خانه به حیاط افتاد. او مرد غریبهای را دید که یواشکی در حال وارد شدن به خانه است. پال ناگی بی خبر از اینکه به کجا آمده، به آرامی در حال باز کردن در خانه شمشیرباز بود که ناگهان تیغ بلند و تیزی را مقابل خود مشاهده کرد و چند ثانیهای بیشتر طول نکشید که با یک حرکت سریع قهرمان المپیک سارق 43 ساله به سینه دیوار چسبید و وقتی شمشیر را روی گلویش دید، دیگر جرات نکرد که یک لحظه هم تکان بخورد. اوجلاکی با یک دست شمشیر را زیر گردن دزد گرفته بود و با دست دیگر، شماره پلیس را گرفت و 20 دقیقه بعد پلیس به محل حادثه رسید و دزد بخت برگشته را دستگیر کرد. جالب اینجاست که صاحبخانه درباره دستگیری سارق گفت: «من با دیدن دزد اصلا نترسیدم. از آنجایی که هفته بعد مسابقه دارم تمرین خوبی با سارق خانه ام داشتم.»
دزدی از باشگاه کاراتهکاها
کریستین گاراس، از قهرمانان کاراته در سال 2008 تصمیم گرفت تا قسمتی از محل زندگیاش را تبدیل به باشگاه ورزشی کند و از این رو تمام کاراته کاهایی که کمربند مشکی داشتند، به باشگاه ورزشی گاراس آمدند که در آنجا تمرین کنند. تا اینکه یک روز دزد بخت برگشتهای که از همهجا بیخبر بود و نمیدانست که صاحب این باشگاه کیست و چه کسانی در آنجا ورزش میکنند، مخفیانه وارد ساختمان شد. دزد دقیقا زمانی دست به دزدی زده بود که همه مردها در حال تمرین بودند. البته او اصلا به اینکه تا چه اندازه خطر کرده، هیچ توجهی نداشت و بعد از دزدیدن یک لپ تاپ، دو دوربین دیجیتال و تعدادی دیگر از اشیای باارزش داخل باشگاه خواست فرار کند که ناگهان گاراس با دیدن غریبه ساک به دست شستش خبردار شد که از باشگاهش سرقت شده و از این رو بدون معطلی به طرف غریبه حمله کرد. وقتی صدای داد و بیداد در باشگاه پیچید، بقیه مردها هم از ماجرا خبردار شدند و دزد بیچاره وقتی دید که چندین مرد کاراتهکا با کمربند مشکی به طرفش میدوند، اشیای مسروقهاش را همان جا رها کرد و خواست پا به فرار بگذارد که از بخت بد تا میتوانست کتک خورد و تا رسیدن پلیس دست بسته او را نگه داشتند. وقتی پلیس به باشگاه ورزشی گاراس رسید، او رو به ماموران کرد و گفت: «فکر نمیکنم که این دزد بعد از این خیال سرقت به سرش بزند؛ چرا که امروز خیلی ترسیده بود.»
الو... پول توی صندوق هست؟
سال 2008 صندوقداری از یکی از فروشگاههای شهر اونتاریو به خاطر تلفن مشکوکی که به او شده بود، با پلیس تماس گرفت و کمک خواست. چند دقیقه پیش از این تماس، دانیل گلین 40 ساله با فروشگاهی که سوزان سیمسون در آن به عنوان صندوقدار کار میکرد، تماس گرفت و از او پرسید که آیا در صندوق به اندازه کافی پول هست که او برای دزدی به آنجا بیاید یا نه؟ و با این تلفن مشکوک سوزان که به شدت ترسیده بود، بدون معطلی ماموران را در جریان گذاشت و طولی نکشید که یک ماشین پلیس جلوی در فروشگاه توقف کرد. گلین در حال نزدیک شدن به فروشگاه بود که یکی از ماموران به او مشکوک شد و دستگیرش کرد. در جریان بازجوییها معلوم شد که مظنون دستگیر شده، همان مردی است که تلفنی از صندوقدار سراغ مقدار پولهای موجود در صندوق را گرفته بود. جالب اینجاست که دانیل گلین پیش از این هم دو بار دیگر با همین روش دست به دزدی زده و البته موفق هم شده بود؛ البته این فکر بکرش بالاخره او را به دام انداخت.
دزد و پیرزن شجاع
ساعت سه صبح بود که هتی مایرز 95 ساله اهل اوکلاهاما با صدای شکسته شدن شیشه در ناگهان از خواب پرید. به نظر میرسید که یک نفر به عمد شیشه را شکسته. با صداهایی که به گوش میرسید، پیرزن مطمئن شد که پای یک دزد در میان است. او که تنها زندگی میکرد، خیلی ترسیده بود و نمیدانست باید چه کار کند. همان طور که در تخت نشسته بود، به اطرافش نگاه کرد و چشمش به پیچگوشتی کنار پنجره افتاد. آن را برداشت و سریع از جایش بلند شد و به طرف در رفت. به محض اینکه هتی از پلهها پایین آمد، اولین چیزی را که دید دستهای رابرت هارسلی بود که هنوز تلاش میکرد از بیرون در را باز کند. در همین موقع مادر بزرگ 95 ساله بدون اینکه ثانیهای معطل کند به طرف دزد رفت و پیچ گوشتی را محکم به دست او که به دستگیره چسبیده بود، فرو کرد. صدای فریاد هارسلی 46 ساله در سکوت نیمه شب تمام محله را پر کرد و پیرزن تنها به یک ضربه رضایت نداد و چندین بار با پیچگوشی ضربههای محکمی به دست هارسلی بیچاره زد و از ترس اینکه فرار نکند، همانطور که به دزد حمله میکرد، فریاد میکشید و کمک میخواست. وقتی پلیس به محل حادثه رسید، دستها و ساعد رابرت هارسلی غرق در خون بود. به این ترتیب حمله پیرزن شجاع باعث دستگیری دزد خانهاش شد. هارسلی در دادگاه به جرم سرقت درجه یک به زندان محکوم شد.
دزد خواب آلود
مارتین استیونز برای چند مورد دزدی تحت تعقیب بود؛ اما او هر بار از دست قانون فرار میکرد تا اینکه یک روز بعد از دزدیدن پول و جواهرات بسیار ، تصمیم گرفت به خاطر این موفقیت برای خودش جشن بگیرد. بعد از اینکه با پولهای دزدی خوراکیهای گرانقیمت خرید و همه آنها را نوش جان کرد، پشت فرمان ماشین، بی خبر از اینکه چه سرنوشتی در انتظارش است خوابش برد. عابرانی که از کنار ماشین مارتین رد میشدند با دیدن مردی که در خودرویش به خواب رفته، نگران شده و پلیس را در جریان گذاشتند. تا اینکه ماشین پلیس کنار خودروی سارق متوقف شد. دزد هنوز در خواب بود و نمیدانست که خوابیدنش چه ماجراهایی را رقم زده است. دو مامور پلیس به طرف ماشین مورد نظر رفته و او را از خواب بیدار کردند. سارق جواهرات وقتی چشم هایش را باز کرد، نمیتوانست آنچه را میبیند، باور کند. دو مامور پلیس بالای سر او ایستاده بودند. ناگهان مارتین به یاد اموال مسروقهای که در ماشین داشت افتاد. ماموران از او خواستند تا کارت شناساییاش را نشان دهد و وقتی از هویت او مطلع شدند باورشان نمیشد که یکی از سارقان تحت تعقیب را به همین راحتی دستگیر کرده اند.
هویت من این است
تا به حال شنیدهاید که یک سارق اسم خود را در صحنه جرم بنویسد؟ پیتر آدیسون زمانی که برای دزدی وارد ساختمان اردوی کودکان شد، تنها به خاطر همین یک اشتباه احمقانه دستگیر شد. بعد از اینکه گزارش دزدی از ساختمان اردوی کودکان در شهر چشیر انگلستان به دست پلیس رسید، گاریس وود - کارآگاهی که برای بررسی این موضوع و پیدا کردن سارق به محل مورد نظر اعزام شده بود- به دقت شروع به بازرسی از محل کرد تا سرنخی از دزد به دست آورد که ناگهان چشمش به نوشته بالای پوستری افتاد که به دیوار چسبیده بود. با ماژیک سیاه رنگی روی دیوار نوشته شده بود «پیتر آدیسون اینجا بود» و این، اولین سرنخ از سارق فراری بود. کارآگاه وود وقتی اسم مورد نظر را وارد رایانه کرد، پروندهای با همین نام به دست آورد و به راحتی توانست دزد 18 ساله را دستگیر کند. جالب اینجاست که جوان سارق نام گروهش را هم روی دیوار نوشته بود و همین باعث شد تا یک باند از جوانان سارق انگلیسی دستگیر و متلاشی شود.
حضور در دادگاه با ماشین دزدی
جونز کوپر 37 ساله به اتهام دزدیدن خودرو پورشه کاریرا به ارزش 125 هزار دلار، به دادگاه اظهار شد تا به پروندهاش رسیدگی شود. روز دادگاه او سوار بر ماشین لکسوس اس یو وی جلوی در دادگاه که رسید، توقف کرد و بعد از پارک خودرو، در حالی که سوئیچ آن را در دست داشت از ماشین پیاده شد. همه او را با تعجب نگاه میکردند، چرا که تیپ و قیافه جونز کاملا مثل اهالی سانفرانسیسکو بود. چند سگ داخل ماشین او بود و هنگامی که جونز خواست پیاده شود، بدون اینکه توجهی به سگها بکند، در را بست و به طرف دادگاه رفت. این رفتار جونز شک پلیس را برانگیخت و از آنجایی که او در دزدی خودرو سابقه داشت و دادگاهی هم که قرار بود در آن شرکت کند، برای رسیدگی به یکی از پروندههای دزدیاش بود، مشخصات خودروی لکسوس مورد بررسی قرار گرفت. وقتی ثابت شد که خودروی جونز مسروقه است، دیگر هیچ شکی برای متهم بودن او وجود نداشت.
ماسک ماژیکی
ریکی لی کالیچون 45 ساله از اهالی ایندیانا بود که گاه و بیگاه برای تفریح دست به دزدی میزد. یک روز فکر احمقانهای به سر کالیچون زد. او ماژیک مشکی را گرفت و شروع به کشیدن آن روی سر و صورتش کرد. بعد شمشیری را که در خانهاش بود، در دست گرفت و به سراغ همسایهاش رفت و بیآنکه در بزند، وارد خانه شد و شروع به تهدید کردن اعضای خانواده همسایه کرد. صدای داد و فریاد چند مرد از بیرون خانه به گوش میرسید. عابرانی که در حال گذر از آنجا بودند با شنیدن صدا فورا پلیس را در جریان گذاشتند و وقتی ماموران پلیس وارد خانه مورد نظر شدند، کالیچون بین پلههای طبقه اول و دوم - در حالی که اموال مسروقه را زیر بغلش زده بود- شمشیر به دست از پلهها پایین میآمد که ناگهان با دیدن ماموران خواست دوباره به طبقه بالا برود که یک پلیس دیگر پشت سرش سبز شد و بالاخره به دام افتاد.
دزدی در شومینه
فرانک مولار از جمله دزدهای باسابقه کالیفرنیا بود که گاه و بیگاه دستگیر میشد و پس از گذراندن دوران حبس، دوباره دست به دزدی میزد. یک روز فرانک تصمیم گرفت از یک خانه سرقت کند. او نقشه دقیق و حساب شدهای کشید و پیش خودش فکر کرد اگر از شومینه وارد شود، به راحتی و بدون هیچ سر و صدایی میتواند وارد ساختمان مورد نظر شود. مولار بعد از اینکه دزدکی به پشت بام خانه رفت، سرش را داخل لوله شومینه کرد و دستهایش را به اطراف دیوار گرفت و بعد سعی کرد تا تمام بدنش را وارد لوله کند. او آهسته آهسته پایین آمد و درست وقتی سرش از شومینه بیرون آمد و توانست اتاق پذیرایی را ببیند، تمام بدنش داخل لوله گیر کرد و دیگر نتوانست تکان بخورد. افراد حاضر در خانه به محض دیدن مولار، با پلیس تماس گرفتند و دزد بیچاره بار دیگر دستگیر شد.
موش مردگی هنگام دزدی
در یکی از نیمههای شب سال 2008 اهالی یکی از محلههای بورجاست - شهر کوچکی خارج از والنسیا در اسپانیا- صدای باز و بسته کردن در مغازهای را شنیدند. آن موقع شب بسیار عجیب بود که صاحب مغازه بخواهد وارد آنجا شود، از این رو همسایهها که حسابی به ماجرا مشکوک شده بودند، پلیس را در جریان گذاشتند و چند دقیقهای طول نکشید که ماموران پلیس به همراه صاحب مغازه در محل مورد نظر حاضر شدند. یکی از مامورها پیش از اینکه در مغازه باز شود، نور چراغ قوهاش را از شیشه ویترین به داخل انداخت و ناگهان صورت مردی را دید که مخفیانه خم شده و در حال نگاه کردن به بیرون و افرادی است که دور مغازه جمع شدهاند. دزد با دیدن ماموران از در پشتی مغازه پا به فرار گذاشت و مستقیم به طرف سالن برگزاری مراسم تشییع رفت و در تابوتی که آنجا بود، دراز کشید و خودش را به مردن زد. ماموران وارد سالن مراسم که شدند، همه جا را خوب به دقت بازرسی کردند و یک پلیس آرام آرام به سمت تابوتی که از دور به نظر میرسید جنازهای در آن باشد، رفت. به تابوت نزدیک شد و وقتی داخلش را دید با دیدن جنازه بسیار تعجب کرد زیرا مردهای که در تابوت دراز کشیده بود، لباس کهنه به تن داشت و نفس میکشید. دزد باهوش فکر میکرد که با این کار میتواند از دست قانون فرار کند، اما اشتباه میکرد و بعد از دستگیری تنها ارفاقی که به او شد، این بود که مقامات مسوول نام او را فاش نکردند تا مبادا کسی این دزد احمق را بشناسد.
دزدی که پایش سر خورد
ژانویه سال 2008 بود و همه فروشگاههای میشیگان بسیار شلوغ بودند و همین، فرصت خوبی برای سارقان فروشگاهها ایجاد میکرد که هر چه دلشان میخواهد به جیب بزنند. فروشگاه وسترن میشیگان از گزینههای خوب برای دزدها بود و از این رو در نهم ماه ژانویه جرالد اندرسون که معمولا در شلوغیها به دزدی میرفت، وارد فروشگاه شد. چرخی زد و در میان وسایل فروشگاه چند چاقوی شکار که 300 دلار قیمت داشتند، نظرش را بسیار جلب کرده بود. جرالد بعد از اینکه مطمئن شد هیچکس متوجه او نیست، چاقوها را برداشت و آنها را زیر لباسش پنهان کرد و به طرف در خروجی حرکت کرد. اما در همین هنگام جرالد متوجه شد که یک نفر او را صدا میزند و شستش خبردار شد که مامور فروشگاه به او مشکوک شده. قدم هایش را تند کرد تا هر چه زودتر از فروشگاه خارج شود که ناگهان پاهایش سر خورد و محکم به زمین خورد. از آنجایی که این سارق نگون بخت چاقوها را زیر پیراهنش پنهان کرده بود، وقتی زمین خورد، تیغ تیز چاقوها در شکمش فرو رفت. دورتا دور سارق پر بود از آدمهایی که با تعجب او را نگاه میکردند و وقتی نگهبان پیراهن او را بالا زد، همه ماجرا روشن شد و به این ترتیب سارق بخت برگشته را که البته متهم شناخته شد، برای مداوا به بیمارستان منتقل کردند.
۱۳۹۰-۰۱-۱۱
۱۳۹۰-۰۱-۰۹
تن ترانه "یه روزی" از آلبوم "حس تنهایی"
اگه آسمون گرفته / اگه خورشید پشت ابراس
اگه گریه سهم امروز / اگه تردید رنگ فرداس
اگه عشق تو دلا مرده /اگه برقي تو چشا نيس
اگه تو سکوتِ کش دار/کسي تو فکر صدا نيس
اگه یک نفس رهایی / جرم هر روز ستارس
اگه بوسیدن گلها / ترس و تهدید دوبارس
یه روزی که خیلی دور نیست / میشه نوبت پریدن
صف به صف قناری میشیم / برای ستاره چیدن
یه روزی دوباره خورشید / رد میشه از بغض ابرا
دوباره بوسه و لبخند / میشه سرگرمیِ دنیا
شعله ی بی وقفه ی عشق / میزنه رو تن ظلمت
تو همین روزای تو راه / میشکنه شیشه ی وحشت
یه روزی که خیلی دور نیست / میرسه فصل شکفتن
بی هراس از شب و تکرار / از حضور خنده گفتن
میشه فردای من و تو / لب به لب شعر رسیدن
رو تن دیوار کهنه / نقش آزادی کشیدن
ترانه سرا:پویان مقدسی
اگه گریه سهم امروز / اگه تردید رنگ فرداس
اگه عشق تو دلا مرده /اگه برقي تو چشا نيس
اگه تو سکوتِ کش دار/کسي تو فکر صدا نيس
اگه یک نفس رهایی / جرم هر روز ستارس
اگه بوسیدن گلها / ترس و تهدید دوبارس
یه روزی که خیلی دور نیست / میشه نوبت پریدن
صف به صف قناری میشیم / برای ستاره چیدن
یه روزی دوباره خورشید / رد میشه از بغض ابرا
دوباره بوسه و لبخند / میشه سرگرمیِ دنیا
شعله ی بی وقفه ی عشق / میزنه رو تن ظلمت
تو همین روزای تو راه / میشکنه شیشه ی وحشت
یه روزی که خیلی دور نیست / میرسه فصل شکفتن
بی هراس از شب و تکرار / از حضور خنده گفتن
میشه فردای من و تو / لب به لب شعر رسیدن
رو تن دیوار کهنه / نقش آزادی کشیدن
ترانه سرا:پویان مقدسی
لالا كن
لالا كن دختر ِ زيباي شبنم
لالا كن روي زانوي شقايق
بخواب تا رنگ ِ بي مهري نبيني
تو بيداري ِ كه تلخ ِ حقايق
تو مثل ِ التماس ِ من مي موني
كه يك شب روي شونه هاش چكيدم
سرم گرم ِ نوازشهاي اون بود
كه خوابم برد وكوچش رو نديدم
حالا من موندم و يه كُنج ِ خلوت
كه از سقفش غريبي چكه كرده
تلاطمهاي امواج ِ جدايي
زده كاشانه مو صد تكه كرده
دلم مي خواس پس ازاون خواب ِ شيرين
ديگه چشمم به د نيا وا نمي شد
ميون ِ قلب ِ متروكم نشوني
از گنج ِ خاطرات پيد ا نمي شد
صدام غمگینه ازبس گريه کردم
ازم هيچ اسم و هيج آوازه اي نيست
نمي پرسه كسي هي، در چه حالي ؟
خبراز آشناي تازه اي نيست
كسي تو فكر بي برگي ِ من نيست
مني كه جنگلي انبوه بودم
هواي خوب ِ دريا تو نفسهام
غرور و اقتدار ِ كوه بودم
به پروانه صفتها گفته بودم
كه شمعم، ميل ِ خاموشي ِ من نيست
پرنده رو درختم آشيون كن
حالا وقت ِ فراموشي ِ من نيست
نوشته شده توسط افشين مقدم |
لالا كن روي زانوي شقايق
بخواب تا رنگ ِ بي مهري نبيني
تو بيداري ِ كه تلخ ِ حقايق
تو مثل ِ التماس ِ من مي موني
كه يك شب روي شونه هاش چكيدم
سرم گرم ِ نوازشهاي اون بود
كه خوابم برد وكوچش رو نديدم
حالا من موندم و يه كُنج ِ خلوت
كه از سقفش غريبي چكه كرده
تلاطمهاي امواج ِ جدايي
زده كاشانه مو صد تكه كرده
دلم مي خواس پس ازاون خواب ِ شيرين
ديگه چشمم به د نيا وا نمي شد
ميون ِ قلب ِ متروكم نشوني
از گنج ِ خاطرات پيد ا نمي شد
صدام غمگینه ازبس گريه کردم
ازم هيچ اسم و هيج آوازه اي نيست
نمي پرسه كسي هي، در چه حالي ؟
خبراز آشناي تازه اي نيست
كسي تو فكر بي برگي ِ من نيست
مني كه جنگلي انبوه بودم
هواي خوب ِ دريا تو نفسهام
غرور و اقتدار ِ كوه بودم
به پروانه صفتها گفته بودم
كه شمعم، ميل ِ خاموشي ِ من نيست
پرنده رو درختم آشيون كن
حالا وقت ِ فراموشي ِ من نيست
نوشته شده توسط افشين مقدم |
موزیک ویدیوی " خدا با ماست" ریلیز شد
این موزیک ویدیو با صدای ابراهیم حامدی و آهنگ و تنظیم شوبرت آواکیان و کارگردانی الک کارتیو از شبکه پی ام سی پخش می شود این موزیک ویدیو یکی از ترانه های آلبوم حس تنهایی ست که اجتمالا ۱۸ مارچ از طریق کمپانی آونگ به بازار عرضه خواهد شد در این آلبوم ۲ ترانه خدا باماست و پلک متعلق به من است .
خدا با ماست
من این روزا یه حال دیگه ای دارم
همیشه ، هیچوقت اینطور نبودم
همیشه نیمه ی خالی رو می دیدم
به فکر نیمه های پُر نبودم
همیشه فکر می کردم زمین پَسته
خدا رو سوی ِ قبله می شه پیدا کرد
همین دیروز ، سمت ِ این حوالی بود
یکی در زد خدا رفت و در و واکرد
من این روزا یه حال ِ دیگه ای دارم
جهان من لباس ِ تازه می پوشه
من و تو دیگه تنها نیستیم، چونکه
خدا با ما نشسته چای می نوشه
ملخ افتاده توی خرمن گندم
منم مثل ِ همه از کار بیکارم
به جای داس ، شونه توی دستامه
فقط تو فکر گندمزار ِ موهاتم ۱
نه اینکه بی خیال مزرعه باشم ۲
دیگه از باد ِ پاییزی نمی ترسم
نگو این آسیاب از پایه ویرون شد
خدا با ماست، از چیزی نمی ترسم
اگه بارون به شیشه مشت می کوبه
بیا اینجا بشین پهلوی ِ این کرسی ۳
خدا با دست من دستاتو می گیره
تو از چشم خدا حالم رو می پرسی
من این روزا یه حال ِ دیگه ای دارم
جهان من لباس ِ تازه می پوشه
من و تو دیگه تنها نیستیم، چونکه ...
خدا با ما نشسته چای می نوشه
خواننده : ابراهیم حامدی
آهنگ و تنظیم : شوبرت آواکیان
ترانه سرا: افشین مقدم
کارگردان : الک کارتیو
۱- در اجرا به جای تو فکر ... به فکر خوانده شداز طرفی دو واژه ی بیکارم و موهاتم هم قافیه نیستند به خاطر وفاداری به مفهوم و تصویر در قافیه از این دو واژه استفاده کرده ام
۲- این بند با بند بعد از خود در اجرا جابجا شده است
۳-به جای واژه پهلوی از واژه ی کنار در اجرا استفاده شده است شکست وزنی به این خاطر است
آلبوم "حس تنهایی " وارد بازار شد.
متن ترانه ی "پلک" از آلیوم حس تنهایی ابراهیم حامدی :
فقط یک پلک با من باش،نمی خوام از کسی کم شی
ازت تصویر می گیرم ، که رویای یه قرنم شی
فقط یک پلک بامن باش، بگم سرتاسرش بودی
به قلبم حمله کن یکبار، بگم تا آخرش بودی
بیا کوتاتر از شبنم ، توی تقویم بیکاری ۱
برام ساعت ببین در روز، بگو که وقت می ذاری
دارم یه قصه می سازم از این تنهایی ِ بی تو
بیا بشکن روایت رو ، تو نقش ِ تازه وارد شو
یه فصل و که نمی مونی تو یک لحظه اقاقی باش
نمی شی عشق ِ ثابت پس ، بیا و اتفاقی باش
اگه قلبت یه جا دیگه س ، با چشمات صحنه سازی کن
اگه گیری ، نمی تونی ، توی دونقش بازی کن
کجای نقطه ی پایان می خوای تو فال من باشی
نخواستم بگذرم از تو ، که تو دنبال ِ من باشی
نمی شه با تو که خوبی ، به ظاهر هم کمی بد شد
به آدمهای ِ شهرت هم علاقه مند باشد شد
۱- این بند در اجرا حذف شده است
۲- این ترانه در اجرا بعضی ابیاتش جابجا شده اند
خواننده : ابراهیم حامدی
آهنگ و تنظیم : شوبرت آواکیان
ترانه سرا : افشین مقدم
آلبوم حس تنهایی
لیبل : آونگ
آلبوم حس تنهایی
لیبل : آونگ
متن ترانه همدم کار جدید آقای معین
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محظه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودنه با هم
محاله پیشه من باشی برم سر گرم کاری شم
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست میگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری
کنارم هستی انگار همین نزدیکیاست دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حاله منو داری میفهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست میگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری
ترانه سرا افشین مقدم
خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محظه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودنه با هم
محاله پیشه من باشی برم سر گرم کاری شم
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست میگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری
کنارم هستی انگار همین نزدیکیاست دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حاله منو داری میفهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست میگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری
ترانه سرا افشین مقدم
۱۳۹۰-۰۱-۰۸
بد نیست به نکتههاى زیر هم توجه کنید:
گر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ،
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
یا گرسنگى در امان بودهاید،
وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا
بهتر است.
اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا)شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس دارید،
اگر تختخواب و سرپناهى دارید،
در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.
اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید،
شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلق دارید.
اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید:
1- یک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
به قول یکنفر:
طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،
طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید،
طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمیبیند،
طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.
با تشکر از iranalive
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ،
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
یا گرسنگى در امان بودهاید،
وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا
بهتر است.
اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا)شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس دارید،
اگر تختخواب و سرپناهى دارید،
در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.
اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید،
شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلق دارید.
اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید:
1- یک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
به قول یکنفر:
طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،
طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید،
طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمیبیند،
طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.
با تشکر از iranalive
ترازیابی:

دوربین ترازیاب نیو:
ترازیابی دقیق:
ترازیابی دقیق با استفاده از دوربین های ترازیاب ویژه از جمله متداولترین روشها در اجرای طرحهای عمرانی و توسعه کشور می باشد اجرای پروژه هایی نظیر تهیه پروفیل های طولی مسیر رودخانه ها راهها خطوط انتقال نیرو و 000 نیازمند کار ترازیابی می باشند علاوه بر این از این روش در اجرای شبکه های ترازیابی سراسری کشوری و ایجاد نقاط پایه (کنترل زمینی ) برای تبدیل عکسهای هوایی و ماهواره ای به نقشه استفاده می گردد با وجود دقت بسیار بالای روش ترازیابی سنتی اجرای این روش بسیار زمان بر و پر هزینه بوده و تاکنون روش جایگزینی نیز برای نقشه برداران متصور نبوده است و هنوز هم بعد از گذشت سالیان این عملیات در كشور ما و تنها توسط سازمان نقشه برداری كشور ...
متصور نبوده است و هنوز هم بعد از گذشت سالیان این عملیات در كشور ما و تنها توسط سازمان نقشه برداری كشور صورت میپذیرد .
تراز یابی
مقصود از ترازیابی یا نیولمان Leveling تعیین اختلاف ارتفاع بین دو یا چندین نقطه (نسبت به هم یا نسبت به یك سطح مبنای معین)است كه با استفاده از دستگاههای مختلف و با روشهای گوناگون صورت می گیرد.منظور از ارتفاع نقطه ای مثل A فاصله قائم این نقطه از سطح ارتفاعی مبداء(ژئوئید )است .به مجموعه نقاطی كه ارتفاع آنها یكسان باشد سطح تراز می گویند.فاصله بین دو سطح تراز یا همپتانسیل تعیین كننده اختلاف ارتفاع بین نقاط واقع بر روی ان دو سطح است.چون اندازه گیری ارتفاع هر نقطه از سطح مبنا میسر نیست لذا در نقشه برداری موقعیت هر نقطه را از نظر ارتفاعی نسبت به نقطه مشخص دیگری كه ارتفاع آن نسبت به مبدا ء معلوم است تعیین میكنند و یا انكه ارتفاع را به طور نسبی (با مبداء فرضی )معین میكنند.
انواع تراز یابی
عملیات ارتفاعی از نظر دقت به صورت زیر طبقه بندی می گردد.1-تراز یابی
1-تراز یابی بسیار دقیق
2-تراز یابی دقیق درجه یك
3-تراز یابی دقیق درجه دو
4-تراز یابی درجه سه(معمولی)
5-تراز یابی درجه چهارم
ترازیابی دقیق
این عملیات كه دارای دقت زیادی است برای كارهای اجرایی دقیق انجام می شود بطور مثال كاربرد ترازیابی دقیق را می توان در صنعت و مكانیك ( جاگذاری و نصب دستگاههایی مانند توربین ، ژنراتور و … ) همچنین در صنعت و سایر مواردی كه نیاز به ترازیابی دقیق و تعیین ارتفاع دقیق دارد استفاده می شود .
به سبب دقت زیادی كه در ترازیابی مورد نظر است ، دقت ابزار و وسائلی كه در این كار استفاده می شود نیز باید از نظر مشاهده و برداشت بالا باشد . بنابراین با توجه به دقتی كه احتیاج داریم روشهای مشاهده باید به نحوی باشد كه خطاها و عوامل موثر در بوجود آمدن آنها را در مشاهدات حذف و یا به حداقل برسانیم كه این روشها می تواند به نحوی محاسباتی و یا عملیاتی باشد . مثلاً خطای كلیماسیون دستگاه را می توان با مساوی گرفتن فاصله شاخصهای عقب و جلو تا دوربین حذف كرد . در ترازیابی دقیق قرائت مستقیم 0.1 میلیمتر و دقتی كه ما حدث می زنیم 0.01 میلیمتر می باشد .
وسایل مورد نیاز جهت عملیات ترازیابی دقیق :
- دوربین N3
- شاخص دو لبة انوار دارای تراز و پایه های مخصوص آن ( میر دو لبه )
- سكل ( دو عدد )
- متر برای متر كشی
- دفترچه ترازیابی دقیق
- چكش
- چتر آفتابی
- میخ فولادی
- ریسمان (جهت سهولت كار )
ترازیاب مكانیكی N3 ویلد :
دوربین N3 كه دقیقترین ترازیاب مكانیكی است و دوربینهای دیجیتالی هم به سختی به دقت آن می رسند ، دارای میكرومتر می باشد كه برای ترازیابی سه رقم ( عدد صحیح ) بر روی میر و سه رقم بر روی میكرومتر قرائت می شود كه رقم سوم بر روی میر توسط عامل حدس زده می شود .
شاخص دو لبة انوار ( میر دو لبه ) :
این شاخصها دارای دو لبه می باشند ، به لبه ای كه اعداد كوچكتر روی آن نوشته شده است اصطلاحاً لبة كوتاه می گوییم و به لبه ای كه اعداد بزرگتر روی آن نوشته شده است لبة بلند گوییم .
ثابت میرهای انوار ، عبارت است از اختلاف قرائت لبة بلند با قرائت لبة كوتاه كه برابر با 301.550 می باشد ; یعنی در شرایط ایده آل اختلاف قرائت لبة بلند با لبة كوتاه باید برابر 301.550 باشد كه این عدد به اندازة ±0.030 قابل تغییر است یعنی اختلافهای <301.580 Δ301.520< قابل قبول می باشند .
قبل از قرار دادن میر بر روی سكل مخصوص باید حتماً حلقة مخصوص موجود برای هر میر را به انتهای آن بست و سپس میر را درون حلقه قرار داد . میرها به پایه بسته شده و به وسیلة پایه ها و تراز موجود بر روی میر ، پس از قرار گرفتن بر روی سكل تراز می شوند .
چتر صحرائی :
جهت استفاده از دوربین ترازیاب حتماً ترازیابی دقیق باید 10 دقیقه قبل از شروع به قرائت در بیرون از كیس خود قرار بگیرد تا درجه حرارت تك تك قطعات آن با محیط اطرف یكسان شود هنگامیً كه ترازیابی در زیر آفتاب انجام گیرد حتماً باید از چتر استفاده نمود و دوربین را به طور كامل در زیر سایه چتر قرار دهیم در غیر این صورت در مشاهدات ما خطا بوجود خواهد آمد . در هنگام حركت نیز دوربین باید در زیر چتر صحرایی قرار داشته باشد و در این حالت باید دوربین را جهت استقرار در نقطه جدید حركت داد ،در كل دوربین به هیچ وجه نباید در زیر آفتاب قرار گیرد .
برگ محاسبه ( مشاهدات ترازیابی دقیق ) :
برای نوشتن و محاسبةمشاهدات ترازیابی دقیق از فرم مخصوص مشاهدات استفاده می شود كه از هر سری مشاهدات دو نسخه (دو برگ) موجود است كه محاسبات بر روی نسخة دوم توسط قرائت كننده در دفتر كار انجام می گیرد .
سر برگ :
سر برگ اوراق ترازیابی باید كاملاً پر شود یعنی نوع عملیات ( رفت یا برگشت ) ، شمارة دفتر ، شماره صفحه ، صفحة مسلسل ، نام منطقه عملیاتی ، وضعیت هوا ، تاریخ و ساعت انجام عملیات و همچنین نوع و شمارة دوربین و شمارة میرها ، ایستگاه مبدا و مقصد ، دمای شروع و پایان كار و وضعیت خورشید و باد باید نوشته شود .
در مورد وضعیت خورشید و باد باید با توجه به گراف خورشید و باد عدد مربوط به این قسمت را پر كنیم (كه در قسمت محاسبات با توجه به این عدد تصحیحاتی اعمال خواهد گردید ) .
خطا ها در ترازیابی دقیق :
خطاهای مختلفی بر سر راه ترازیابی دقیق وجود دارد كه اكثراً خطای دستگاهی می باشد و می توان از آن جمله به موارد زیر اشاره نمود :
- خطای انكسار
- خطای نشست قائم میر ها و ترازیاب
- خطای كلیماسیون دستگاه
- خطای قائم نبودن میر ها
- خطای درجه بندی میر و …
كنترل ابزار ترازیابی دقیق :
- كنترل تراز میرهای انوار
وسایل مورد نیاز جهت آزمایش دوربین جهت كنترل خطای قائم نبودن میر ها (خطای تراز میرهای انوار) :
- دوربین تئودولیت (2 دستگاه)
- سه پایه(دو عدد)
- میر انوار )كه برای ترازیابی دقیق استفاده می گردد و یا قرار است تراز آنها كنترل شوند(
- متر
- میخ فولادی
- چكش
- آچارهای مخصوص
نحوه كنترل :
جهت انجام عملیات ترازیابی ، قبل از هر اقدامی حتماً باید تجهیزات مربوطه كنترل گردد .یكی از این كنترلها ، كنترل كردن ترازهای تعبیه شده بر روی میرهای مورد استفاده در این عملیات است .
كنترل تراز بودن میر (انوار) :
برای كنترل تراز هر یك از میرها ابتدا توسط یك دوربین تئودولیت و متر دو امتداد عمود بر هم پیدا میكنیم ( حتی الامكان به صورتی كه تشكیل یك مثلث متساوی الاضلاع را بدهند) .
پس از پیاده كردن دو امتداد عمود بر هم از دو دوربین تئودولیت موجود یكی را در انتهای یك امتداد و دیگری را در انتهای امتداد دیگر قرار میدهیم و به طور كامل این دو دوربین را به طور دقیق در نقطه انتهای هریك از امتدادهای پیاده شده استقرار میدهیم .
در مرحله بعدی میر انواری كه قرار است تراز آن كنترل گردد در محل تقاطع دو امتدا پیاده شده باید قرار داده شود این استقرار به این نحو باید انجام پذیرد كه ابتدا سكل را بر روی نقطه تقاطع قرار میدهیم و سپس میر انوار را بر روی آن به نحوی سوار میكنیم كه دو میله نگهدارنده میر هر یك در راستای هر كدام از امتدادهای پیاده شده مورد نظر قرار گیرد پس از انجام این عمل میر را تراز میكنیم .
پس از تراز كردن میرها عاملی كه در پشت یكی از این دوربینها قرار دارد تار قائم دوربین مورد نظر را به گوشه انتهای میری كه در محل تقاطع قرار دارد و تراز شده نشانه روی میكند (به طور دقیق بر لبه كناری میر نشانه روی میكند) ، سپس تلسكوپ تئودولیت مورد نظر را حول محور افقی(ثانویه) دوربین به آرامی و روبه سمت بالا حركت میدهد و كنترل میكند تا ، تار قائم دقیقاً بر روی لبه كناری میر مورد نظر حركت كند اگر تارقائم در حركت رو به بالا بروی لبه حركت نكرد ، باید عاملی كه در پشت دوربین قرار دارد به عامل دیگری كه در كنار میر ایستاده علامت دهد و عاملی كه در كنار میر قرار دارد با استفاده از گیره نگهدارنده ای كه عمود بر امتداد استقرار دوربین است به میزانی جا به جا كند كه عامل مستقر در پشت دوربین علامتی مبنی بر قرار داشتن تار قائم دوربین بر لبه میردر كل طول جابه جای تلسكوپی دوربین قرار داشته باشد .
این عملیات را عیناً برای امتداد دیگر نیز انجام میدهیم . این پروسه تا زمانی كه لبه های انتخاب شده دو طرف میر مورد نظر بر روی تار قائم تلسكوپ هر دو دربین بدون انحراف (از تارها) مشاهده شود .
در این زمان اگر حباب میر مورد نظر از حلقه میانی خارج شده باشد نشانگر این است كه تراز میر ما كالیبره نیست در این حالت برای كالیبره كردن تراز با استفاده از آچارهای مخصوص پیچهای تراز مورد نظر را به نحوی تغییر میدهیم كه حباب دقیقاً در وسط تراز قرار گیرد .
منبع :www.toutal.mihanblog.com
آموزش دوربین توتال استیشن
نرم افزار تخلیه دوربین توتال استیشن
نرم افزار تخلیه دوربین توتال استیشن
http://147404.20upload.net/files/1389/bahman/TransIt.zip
http://147404.20upload.net/files/1389/bahman/TransIt.zip
اشتراک در:
پستها (Atom)

