‏نمایش پست‌ها با برچسب دف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دف. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸-۰۶-۰۶

دف، یکی از سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی است.

دف، یکی از سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی است.
این ساز شبیه به دایره ولی بزرگ‌تر از آن است. چنانکه از کتاب‌های موسیقی و نوشته‌ها و اشعار بر می‌آید، در دوره اسلامی ایران، این ساز برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار می‌رفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار می‌بردند. در کتاب‌های لغت در معنی دف یا دایره می‌نویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه‌ها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو می‌کشیدند.
در قدیم دف یا دایره کوچک را که چنبر آن از روی و برنج ساخته می‌شد خمک یا خمبک می‌گفتند. به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمبک یا خمبک می‌گفتند.
دف‌هایی هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبیه می‌کردند و می‌نواختند. زنگهای دف را جلاجل می‌گفتند. در دوره اسلامی به کسانی که دف یا دایره می‌نواختند جلاجل زن می‌گفتند.
در ایران کهن جلاجل وسیله‌ای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگ‌هایی بر آن می‌بستند و در جنگ‌ها به کار می‌بردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است.
دف را که بر آن زنگوله تعبیه می‌کنند دف زنگی می‌گویند.
پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک و قصبات در مجالس عیش و سرور به کار می‌بردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سال‌های اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایج‌تر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آورده‌اند. از نوازندگان صاحب سبک آن می‌توان بیژن کامکار و مسعود حبیبی را نام برد که استاد کامکار نقش به سزایی را در شخصیت دادن به این ساز در موسیقی اصیل ایرانی ایفا کرده است و استاد حبیبی با ابداع شیوه مدرنی در نوازندگی این ساز آن را بصورت کاملا اصولی و تکنیکی مانند دیگر سازها در آورده است.

مطالبی در مورد ریتم های دف

ریتم های دف عبارتند از : قیام (حی الله)، غوثی، دائم، حدادی، سقزی ودائم کند و تند.
در ابتدا، اهل سلوک، هنگام خروج از مرحله دنیوی و وصل الی الله در حالت خلسه، حلقه ای برای سماع و ذکر تشکیل می دهند که به ذکر اسما خداوند و همچنین توسل به اولیا، انبیا، امامان و بزرگان دین، می پردازند و بدین سان برآنند که خود را هر چه بیشتر به یگانه معبود نزدیک سازند . البته آنان با تشکیل حلقه ذکر دور هم نشسته و با تلاوتی چند ار قرآن مجید، شروع به ذکر می کنند و پیر حلقه نیز با الفاظ «توبه یا ربی»، «استغفرالله» و «استغفرالله و اتوب الیه» نیز مجلس را می آراید و نیز شجره نامه طریقت را برای جمع حلقه، بازخوانی می کند تا به اسما امامان و انبیا الهی منتهی شود. سپس ذکر « لا اله الا الله» با صوت های مختلف، سنگین تند بر زبانها جاری می گردد و هنگام تندخواندن ذکر الله، آن جمع از جای خویش بر خواسته دستهای همدیگر را می فشارند که به آن حالت « قیام یا حی الله » گویند. پس از ذکر قیام، به ذکر غوثی می پردازند و آن ذکر، «حی حی حی الله» می باشد که « الله حی الله» بر زبان آن جماعت دائم و پیوسته جاری می گردد . پس از آن به حدادی می پردازند که در این حالت، جوش و خروش عرفانی آنان منتهی به آرامش نسبی است که در نتیجه قرب الی الله روی داده است و ریتم سقزی و یا همان «حی الله الله»، پس از مرحله حدادی و رسیدن به آرامش نسبی است که در پایان به ریتم دائم کند و تند رسیده و به پرواز در ملکوت اعلی در می آیند.

مختصری در تاریخچه دف و دف نوازی

دف، دوب، در زبان سومری به معنی لوحه و خط است . از این زبان وارد اکدی شده « دوپو» و « توپو» گردیده و از این زبانها وارد آرامی شده « دوپ» گردیده و نیز به معنی لوحه و صفحه گرفته شده، بعدها در زبان عربی دف شده و به معنی لوحه به کار رفته است .
دف سازی است که اساسا ً عبارت است از قابی که بر یک طرف و گاه دو طرفش پوست کشیده شده است و با زدن یا کشیدن انگشتان بر آن نواخته می شود . بر طبق روایات، نخست در شب زفاف سلیمان و بلقیس دف نواخته شد و نیز می گویند بنی اسراییل در مقابل گوسالۀ طلایی دف می نواختند . به هر حال در هنر قدیم، دف با قاب مستطیل، مستدیر، هر دو دیده می شود .
دف رایج در ممالک اسلامی را بر حسب شکل قاب (مستطیل یا مستدیر) و دارا بودن اوتار، صنجها یا صفحات جرنگی، جلاجل یا حلقه ای جرنگی، حرسها یا زنگها، و یا فقدان آنها، به هفت نوع تقسیم کرده اند، که یکی از آنها دارای قاب مستطیل است که بر دوطرفش پوست کشیده شده است و سایرین قاب مستدیر دارند . از اقسام اخیر ، دف دارای حلقه های جرنگی ( بنام دایره ) در ایران رایج بوده است. دفِ دارای زنگ ، درایران و آسیای مرکزی به نام دایره رایج است.
این ساز به وسیله مسلمانان اسپانیا در اروپا رواج یافته است و در قرن پانزدهم میلادی متروک شد و دیگر بار در قرن هفدهم به وسیله ترکان عثمانی رایج گردید. در قرن نوزدهم این ساز، به علت ماهیت حماسی بودن نوای آن، به عنوان از سازهای موزیک نظامی شناخته شد.
از معنای لغوی و پیدایشی دف که درگذریم، باید گفت که « دف نوازی »، پردازش اطلاعات غیر کلامی است، کلام موسیقیایی عرفانی و گاه هیجانی . زبان و کلامی ندارد لیکن هر کوبۀ بی کلامش به هزازان زبان در سخن است . طنین آوای دوست، گوش به گوش، چونان می عشق جملگی را در می رباید :
از می عشق ریختی در دل آدمی اندکی از دل او به هر دلی دست به دست می رود
بر مردمان نخستین، آهنگ موج دریا، زمزمه نسیم باد، ترنم باران، نوای آبشاران، آوای پرندگان و صدای پای اسبان، موسیقی روح نواز بود. در این دوره که هم زمانی پیدایش آدم و موسیقی است، آدمی به فراست دریافت که طبیعت با او سخنها دارد به هزاران زبان، اگر گوش و چشم جان را باز گذاریم :
چشم دل بازکن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی
آن زمان،نقش موسیقی، آگاه کردن غیر ارادی آدمی بود از وضع طبیعت و بعدها آگاه کردن ارادی برای خبررسانی و اعلام وقت های گوناگون با مفاهیم مختلف و از آن پس بود که افلاطون ندا در داد که : روان انسان از راه موسیقی،تناسب و هماهنگی می یابد .
موسیقی عرفانی خود یک عشق است و در تاریخ علم می خوانیم که بسیاری از بیماری های درمان ناپذیر با دارو، با نوای نی و خروش دف، درمان پذیرند.
واینک موسیقی اصیل ایرانی با ابزاری بنام « دف » در کف عاشقان می خروشد و در مقالات با حکیمان و هستی شناسان، از پشتوانه علمی بهره جسته، در جایگاهی شایسته نشسته و خاصیت درمانگری، نشانه شناسی و هستی شناسی یافته است .
برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن
و این خروش تا به جایی است که :
پیرمحله دف به کف ، پنجه به پوست می زند
یا ز تو شکوه می کند یا در دوست می زند
سخن از دف و جایگاه والای آن، تا جایی است که از اعصار دیرین، از این ساز بعنوان سراینده ی حق و ستاینده ی تنها معبود، یاد شده است . همچنان که در تورات آمده است :
خداوند سلطنت خواهد کرد تا ابدالآباد، زیرا که اسبهای فرعون با ارابه ها و سوارانش به دریا درآمدند و خداوند آب دریا را برایشان برگردانید . اما بنی اسراییل از میان دریا به خشکی رفتند و مریم نبی خواهر هارون دف به دست خود گرفته و همۀ زنان از عقب وی دف ها گرفته، رقص کنان بیرون آمدند. پس مریم درجواب ایشان گفت : خداوند را بسرائید زیرا که با جلال مظفر شده است .
ودر پایان نیز شواهد و مثالهای متعددی از بزرگترین شاعران ایرانی ارائه شده که نمایندۀ اهمیت این ساز پرشکوه و پرمعنا از دیر باز می باشد:
سراینده ای این غزل ساز کرد دف و نی و چنگ را هم آواز کرد
« فردوسی »
هله من مطرب عشقم، دگران مطرب زر
دف من دفتر عشق است و دف ایشان دف تر
«مولوی»
بی دف بر ما میا که ما در سوریم برخیز و دهل بزن که ما منصوریم
«مولوی»
ای مطرب جان چو دف بدست آمد این پرده بزن که یار مست آمد
«مولوی»
سرنتوانم که بر آرم چو چنگ گرچه دفم پوست بدرد قفا
«سعدی»
من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک
مغبچه ای ز هر طرف می زندم به چنگ و دف
«حافظ»
حدیث عشق را که از حرف و صوت مستغنیست
به نالۀ دف و نی در خروش و در ولوله بود
«حافظ»
دست افشان، پای کوبان دف زنید و صف زنید
زان که عیشی خوشتر از عیش شباب آمد پدید
«قاآنی»

ريتم در موسيقي:

مختصري درباره فيزيك صوت : صوت : انچه را كه انسان به كمك حس شنوايي خود ميشنود صوت نام دارد : فركانسي بين 20 تا 20000 هرتز ، صوت نتيجه ارتعاش جسم مادي است يعني هرگاه يك جسم مادي با سرعتي كم يا زياد به ارتعاش درايد از ان صوت حاصل ميشود هر چه رفت و امد هاي جسم مادي منظم تر باشد صداي صوت حاطله به صورات موسيقيايي نزديكتر خواهد بود . به عبارت ديگر بسامد يا حركت رفت و امدي ان قابل ثبت يا شمارش باشد و صوت حاصل از ان موسيقيايي باشد ، پس به طور كلي صوتي كه دراي ارتعاشات منظم هستند موزيكال و اصواتي كه داراي ارتعاش منظم نيستند غير موزيكال هستند. يك صوت دراراي مشخصات زير است : 1- زير و بمي 2- ديرند يا كشش 3- شدت يا ديناميسم 4- طنين يا رنگ زير و بمي يا ارتفاع صوت : صداهاي موسيقيايي ميتوانند در سطوح مختلف زير و بمي حاصل شوند چنانكه صداي مردان از صداي زنها كلفت تر است هر چه ارتعاش صوت كند تر باشد صوت حاصله از ان بمتر است .و به طور كلي هرچه طول سيمهاي يك ساز كوتاهتر باشد صداي ان زيرتر و هر چه بلند تر باشد بمتر خواهد بود و هر چه سيمها نازكتر باشد صوت زيرتر و هر چه كلفت تر باشند صوت بمتر خواهد بود ،در لوله هاي صوتي هر چه اندازه لوله ها بلندتر باشد صداي حاصل از ان بمتر و هر چه كوتاهتر باشند صداي انها زير تر است.در كل هر كدام از اين شرايط ميتواند بر ارتفاع يا زير و بمي صوت حاصل موثر باشند. ديرند ( كشش ): كشش يعني زماني كه هر صوت موسيقيايي ادامه ميابد ، يك قطعه موسيقي از صوتهايي تشكيل شده است كه ارزشهاي متفاوت زماني دارند و اين ارزشهاي زماني را كشش هر صوت مينامند شدت يا ديناميسم: صوت موسيقي ممكن است نسبت به يكديگر ضعيف تر يا قوي تر باشد.در اين باره ميتوان گفت هر چه دامنه ارتعاش يعني ميدان حركت رفت و امدي لرزش جسم ، وسيعتر باشد صوت ، قويتر و هرچه دامنه ارتعاش كوتاهتر باشد صوت ضعيفتر خواهد بود. طنين يا رنگ : اخرين خصوصيتي كه در فيزيك صوت بررسي ميكنيم طنين يك صوت است ، طنين يا رنگ هر صوت با ديگري متفاوت است در واقع به خاطر رنگ هر ساز است كه ما به سازي علاقه مند ميشويم و از سازهاي ديگر انرا تمييز ميدهيم ، طنين در واقع تركيبي است از طول موجها با شدت هاي گوناگون و اين اصوات فرعي هستند كه رنگ ساز را بوجود مياورند. موسيقي از دو عنصر اصلي ريتم و ملودي اشكيل شده است وريتم در واقع تناسب زماني است كه با نظم و ترتيب و تكرار و توالي همراه است و نه تنها در موسيقي بلكه در ساير هنر ها نيز ريتم از اركان اصلي بر شمرده ميشود.براي نشان دادن ضرب در موسيقي از علامات خاص و بين المللي لستفاده ميشود كه با انها اشنا ميشويم در نظر بگيريد شخصي را كه بخواهد به طور منظم در هر ثانيه يك قدم بردارد و در هر جهار قدم يعني چهر ثانيه يك سوت ممتد بزند براي نگارش مقدار زمان سوت زدن وي از اين علامت استفاده ميشود كه به ان گرد ميگويند .حال اگر وي دو قدم كه هر قدم يك ثانيه طول ميكشد سوت ممتد بزند براي نشان دادن ان از علامتي به نام سفيد در موسيقي استفاده ميكنيم. و به همين منوال اگر اين شخص سوتي ممتد را در يك قدم كه برابر يك ثانيه فرض ميشود اجرا كند ما ان را به صورت يك نت سياه در موسيقي نشان خواهيم داد به اين ترتيب دقت ميكنيد كه سفيد ارزشي برابر را نصف سفيد و سفيد ارزشي زماني بربر نصف گرد داشته است .ارزشهاي زماني ديگري هم در موسيقي وجود دارد كه ارزش زماني انها از سياه هم كمتر است مثلا اگر همين فرد را درنظر بگيريم و يك قدم كامل او را به دو قسمت مساوي تقسيم كنيم و قرار باشد كه اين شخص به اندازه نيم قدم خود سوت ممتد را اجرا كند ما ارزش زماني اين سوت را با يك چنگ نشان ميدهيم .و باز اگر از او بخواهيم سوت ممتدي را اجرا كند كه نصف زمان قبلي كشش زماني داشته باشد انرا با دولا چنگ در موسيقي نشان ميدهيم .

تا ريخچه توضيح اسم و قسمتهای دف


در ميان فرضهاي گوناگوني كه درباره پيدايش آلات موسيقي در جهان پذيرفته شده است، اين عقيده بيش از همه مورد تاييد است كه قديمي ترين و اساسي ترين نمونه آلات موسيقي، سازهاي ضربه اي يا كوبه اي هستند. بر طبق رواياتي كه در ادبيات ايران باستان آمده است، مراسم جشن نوروز و تحويل سال توسط نواي دف همراهي مي شده است. دف در ايران ساساني* همراه با سرودهاي خسرواني و به طور گروه نوازي مورد استفاده قرار مي گرفته است. هم چنين تصاويري از نوازندگان دف بر روي سفالها و نقاشيهاي بناهاي باقيمانده پيش از ميلاد مسيح بدست آمده است كه گواهي بر قدمت، اصالت و دست نخوردگي اين ساز دارد.

امروزه در ايران به شكل شگفت انگيزي علاقه مندي مردم به نواختن دف رواج پيدا كرده است كه دست كم در صد سال گذشته بي سابقه بوده است. دف بويژه بيشتر در كردستان، كرمانشاهان، كرمان و يزد شوريدگي شوريده حالان مست را باعث است. نوازندگان قدرتمند دف همراه با نواي تاس و تنبور و شمشال و با آواز خواني كه اشعار را به زبان محلي و گاه فارسي اجرا مي كنند، فضاي اين مجالس را غرق عشق و شور و رقص و موسيقي مي كنند. در حقيقت امروزه در ميان سازها دف بيشتر بازتاب رنجها، دردها، عاشقانه ها، حماسه ها و عارفانه هاي ژرف سرزمين ما ايران شده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------

دف تشکیل شده است از چنبری از چوب بید که بر روی آن پوستی بر کشند و

آویزهایی حلقه مانند از داخل بر جداره دایره چوبی ببندند. به کف دست برگیرندو به

سر انگشتان به ضربه های موزون نوازند .



ساختمان و ابعاد قسمتهای دف :


کمانه : حلقه چوبی مدور به عرض 5 تا 7 و قطر دایره 48 تا 53 سانتی متر که دهانه

کاملا مدور موجب یک نواختی صدا می گردد.


شستی : فرورفتگی منحنی شکل . محل استقرار انگشت شست دست چپ بر

روی لبه پشتی کمانه .عکس


پوست : پوست کهنه بز با ضخامت یکسان و به رنگ یکسان (تگرکی با دانه و آهکی

نباشد)پوستی مناسب است البته پوست آهو – میش – بزکوهی و ماهی نیز مرسوم

بوده است .


گل میخ : برای حفظ پوست دف . پونز هایی از برنج - مس یا آهن در جداره بیرونی

کمانه روی پوست کوبیده میشود.


قلاب : از آهن یا مس در جداره داخلی کمانه استفاده می شود که حلقه ها روی

قلاب نصب می شوند و فاصله هر قلاب از پوست 3.5 و از قلاب مجاور 3 سانتیمتر می

باشد.


حلقه : از برنج - مس و گاهی آهن به قلاب های دیواره داخلی متصل است .4 حلقه

آویزه به یک قلاب و قطر حلقه ها 1.5 سانتیمتر است . عکس


تسمه چرمی : برای جلوگيری از خستگی مچ نوازنده برای دف نوازی های طولانی

در قسمت داخلی کمانه نصب ميشود استفاده می کنند

---------------------------------------------------------------------------------------ثبات معنوی آدمی در مقام جمع الجمع در باطن بطون حضرت وجود و در هيبت سماع يا از ظاهر به باطن می باشد يا از باطن به ظاهر ..اگر از باطن به ظاهر باشد آن را جذبه گويند و اگر از ظاهر به باطن باشد آن را دف می نامند .که اين دو ۲ بال سالک است در طی طريق .دايره (دف) اشارت است به دايره اکوان و پوست دف اشارت است به وجود مطلق .ضربی که بر دف وارد می شود اشارت است به ورود واردات الهی.نفس دف نواز اشارت است به مقام حق که بواسطه خطاب وی جانهای مردمان در دام عشق تقرر يابد.