۱۳۸۸-۰۹-۲۴

افتخار کنيم يا تاسف بخوريم؟

افتخار کنيم يا تاسف بخوريم؟








پروفسوردکتر محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا،


دکترفيروز نادري مدير برنامه اجرايي سياره مريخ در ايستگاه فضايي ناسا،




دکترحميد برنجي عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا،




دکترقاسم اسرار عضو هيات مديره ايستگاه فضايي ناسا،




دکترکاظم اميدوار عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا،



دکترمحمد جمشيدي مدير کنترل تکنيک ايستگاه فضايي ناسا،



مهندس رضا غفاريان مهندس لابراتوار نيرو محرکه جت ايستگاه فضايي ناسا،



پروفسور دکتر پرويز معين رييس موسسه مرکزي تحقيقاتي دانشگاه ناسا در آمريکا،



پروفسوردکتر صمد حياتي عضو هيات مديره ايستگاه فضايي ناسا،



دکترعبد الحميد کريمي در رابطه با ساخت موشک هاي فضايي در ناسا،



و خانم دکتر مقدم در آزمايشگاه پيشرانش جت در ناسا بر روي رادارها کار مي کنند.



حدود 70 الي 80 ايراني در ناسا فعاليت دارند طبق اخرين اماري که گرفته شده و در روزنامه space چاپ شده, درصد بالایی از ایرانیها در ناسا مي باشند.



به اين مساله افتخار کنيم يا به خاطر از دست دادن اين همه استعداد تاسف بخوريم؟


سه مرحله احمقانه در زندگی

وقت داری! انرژی داری! اما پول نداری!!!!




پول داری!! انرژی داری!! اما وقت نداری!!!!




پول داری!!! وقت داری!!! اما انرژی نداری!!!



۱۳۸۸-۰۹-۲۲

به دنیا اعتماد کرده ام

به دنیا اعتماد کرده ام
به هواپیمایی که از روی سرم رد می شود
به زمینی که می چرخد
حتی اگر خواب باشم

به زندگی اعتماد کرده ام

و در خیابان های شهر قدم می زنم
بی آنکه بیفتم...*

به دستانت اعتماد کرده ام

که در ازدحام کوچه دستان سردم را رها نمیکنند

به خدا هم اعتماد کرده ام

اما چرا همه جا پر است از اشیایی که صاحبانشان خدا ندارند

من به دستانت اعتماد كردم
مرا به خواب و رویا پناهنده كردند...
من به چشمانت اعتماد كردم
و ماهی های حوضم را قرض دادم به پلك هایت
اما چشمانت آبی نبود...
من به گیسوانت اعتماد كردم
و برف را بهشان منگنه كردم
اما سیاهی نگاهت كه چند قدمی پایین تر بود را ندیدم...
من به دنیای تو اعتماد كردم
اما در چارچوب دیوار اتاقت خودم را جا گذاشتم...
شاعر !!؟

قهرمان افسانه ای

آرتو اشی قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خونِ آلوده ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد.
او از سراسر دینا نامه هایی از طرفدارانش دریافت کرد.
یکی از طرفدارانش نوشته بود: ?چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب كرد
او در جواب گفت در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند.
5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند.
500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند.
50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند.
5 هزار نفر سرشناس می شوند.
50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند،
چهار نفر به نیمه نهایی می رسند و دو نفر به فینال ...
و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدایا چرا من؟
و امرز هم که از این بیماری رنج می کشم، نیز نمی گویم خدایا چرا من
...

ما در كجاي اين جهان ايستاده ايم ؟





این یه تصویر از کیهان هست که به تازگی گرفته شده
اگه گفتید ابعاد تصویر چقدره؟
حدس بزنید ؛ ضرر نمیکنید ؛ حدودا چقدره؟

Andromeda Galaxy

حدس بزنيد


.

.

.

.

.

.

این تصویر توسط تلسکوپ سویفت (ماورای بنفش (گرفت شده

و ابعادی که پوشش داده

دویست هزار سال نوری در صد هزار سال نوری است.

........

ما در كجاي اين جهان ايستاده ايم ؟

چیکار داریم می کنیم !!!

به نقل از "كتاب كوچه"

، گرد آورنده احمد شاملو

مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده. مساعدت را (براي كمك كردن) دست در دُم خر زده قُوَت كرد (زور زد). دُم از جاي كنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست كه "تاوان بده"!

مرد به قصد فرار به كوچه‌يي دويد، بن بست يافت. خود را به خانه‌يي درافگند. زني آنجا كنار حوض خانه چيزي مي‌شست و بار حمل داشت (حامله بود). از آن هياهو و آواز در بترسيد، بار بگذاشت (سِقط كرد). خانه خدا (صاحبِ خانه) نيز با صاحب خر هم آواز شد.

مردِ گريزان بر بام خانه دويد. راهي نيافت، از بام به كوچه‌يي فروجست كه در آن طبيبي خانه داشت. مگر جواني پدر بيمارش را به انتظار نوبت در سايهء ديوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پير بيمار فرود آمد، چنان كه بيمار در جاي بمُرد. پدر مُرده نيز به خانه خداي و صاحب خر پيوست!

مَرد، همچنان گريزان، در سر پيچ كوچه با يهودي رهگذر سينه به سينه شد و بر زمينش افگند. پاره چوبي در چشم يهودي رفت و كورش كرد. او نيز نالان و خونريزان به جمع متعاقبان پيوست!

مرد گريزان، به ستوه از اين همه، خود را به خانهء قاضي افگند كه "دخيلم!". مگر قاضي در آن ساعت با زن شاكيه خلوت كرده بود. چون رازش فاش ديد، چارهء رسوايي را در جانبداري از او يافت و چون از حال و حكايت او آگاه شد، مدعيان را به درون خواند.

نخست از يهودي پرسيد .گفت: "اين مسلمان يك چشم مرا نابينا كرده است. قصاص طلب مي‌كنم.

قاضي گفت: "دَيتِ مسلمان بر يهودي نيمه بيش نيست.. بايد آن چشم ديگرت را نيز نابينا كند تا بتوان از او يك چشم بركند!" و چون يهودي سود خود را در انصراف از شكايت ديد، به پنجاه دينار جريمه محكومش كرد!

جوانِ پدر مرده را پيش خواند .گفت: "اين مرد از بام بلند بر پدر بيمار من افتاد، هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمده‌ام."

قاضي گفت: "پدرت بيمار بوده است، و ارزش حيات بيمار نيمي از ارزش شخص سالم است. حكم عادلانه اين است كه پدر او را زير همان ديوار بنشانيم و تو بر او فرودآيي، چنان كه يك نيمهء جانش را بستاني!" و جوانك را نيز كه صلاح در گذشت ديده بود، به تأديهء سي دينار جريمهء شكايت بي‌مورد محكوم كرد!

چون نوبت به شوي آن زن رسيد كه از وحشت بار افكنده بود، گفت: "قصاص شرعاً هنگامي جايز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد. حالي مي‌توان آن زن را به حلال در فراش (عقد ازدواج) اين مرد كرد تا كودكِ از دست رفته را جبران كند. طلاق را آماده باش!" مردك فغان برآورد و با قاضي جدال مي‌كرد كه ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دويد.

قاضي آواز داد: "هي! بايست كه اكنون نوبت توست!"

صاحب خر همچنان كه مي‌دود فرياد كرد: "مرا شكايتي نيست. محكم كاري را، به آوردن مرداني مي‌روم كه شهادت دهند خر مرا از كره گي دُم نبوده است.

میلیونرها چه غذاهایی می خورند

اگر احیاناً سری به یکی ازرستورانهای بین المللی در کشور خودمان یا کشورهای ثروثمند جهان بزنید، حتماً گرانترین غذای رستوران یا از لیست زیر است یا اینکه مواد تشکیل دهنده آن یکی از مواردی ‏است که در لیست زیر به عنوان گرانترین مواد خوراکی جهان آمده است و شما می توانید با افتخار بگویید ‏که حداقل چهار مورد از 8 مورد غذای گران جهان درا یران پرورش و تولید می شود.


۱- خاویار بلوگا: خاویار بلوگا گرانترین ماده خوراکی جهان است که هر کیلوگرم آن افزون بر پنج میلیون تومان فروخته می شود. خاویار که تخم نوعی ماهی است اغلب از دریای خزر به دست می آید. تقریباً ۲۰ ‏سال طول می کشد که یک ماهی خاویار به اندازه ای بالغ شود که بتوان آنرا صید کرد. در زمان صید این ماهی حدود ۲ ‏تن وزن دارد. خاویار معمولاً روی قطعه های کوچک نان تست وبدون نیاز به طعم دهنده به صورت ‏خام سرو می شود.اگرتا به حال خاویار نخورده یا شانس امتحان آنرا ندارید باید به شما بگویم که طعم خاویار نمکی و ماهی مانند است که با خوردن هر دانه تخم خاویار، این مزه تشدید می شود. ضمناً یادتان باشد که خاویار با چیزی که از شکم ماهی سفید به عنوان اشپل ماهی مصرف می کنیم، کاملاً تفاوت دارد.





۲- زعفران: گرانترین ادویه جهان که با توجه به فصل آن قیمتش ‏درهر کیلوگرم تا ۴ ‏میلیون تومان افزایش می یابد. زعفران سه نوع کلاله دارد. هزاران کلاله زعفران باید توسط دست جمع آوری شود تا چیزی حدود ۳۰ گرم ادویه زعفران به وجود ‏آ ید. این ادویه بسیار خوشبو برای طعم و رنگ بسیاری ازغذا های بین المللی استفاده شده و مزه آن گزنده و شیرین است.لازم به ذکرا ست که مرغوبترین زعفران جهان که بسیار گران می باشد درشمال شرقی ایران رشد می کند.



۳- قارچ دنبلانی: سفید ازخانواده میوه های زیرزمینی است که به خاطر قیمت بسیار بالایش در جهان معروف است. بوی آن به آجیل بو داده شباهت فراوانی داشته و طعم بسیار قوی دارد به طوری که مصرف ‏آ ن باعث گیجی و آرامش عجیبی شده و اعتیاد آور است. این ماده غذایی گران قیمت که ورق بسیار نازکی از آن در کنارغذاهای بسیار گران بین المللی سرومی شود برای خوشمزه تر شدن در روغن خوابانده می شود.



۴- گوشت گاو کوبه: اصل این گوشت ازگاوهای تاجیما یوشی در واگیو به دست می آ ید وفقط در بخش هیوگو ژاپن پرورش داده می شود. این گاو طبق سنت های شدید، خاص، مرموز و پنهانی پرورش داده می شوند. غذای آنها فقط شراب وگندم است. گوشت آ نها بسیار ترد بوده و هرکیلوی آن ششصد هزار ترمان ارزش دارد. چربی موجود درا ین گوشت ‏در هیچ گوشت دیگری در جهان یافت نمی شود. گفته می شود که صاحبان ا ین گاوها برای خوشمزه ترشدن گوشت آنها هر روز به آ نها پیغامهای خاص می دهند!



۵- غذای لانه پرنده: این ماده گران خوراکی از خشک شدن آب دهان نوعی پرنده در هوای آزاد تولید می شود. این ماده بیشتردر چین یافت شده و اغلب به صورت سوپ مصرف می شود اما به صورت شیرینی ‏هم می توان آن را مصرف کرد وقتی این ماده خشک در آب انداخته می شود، حالت ژلاتینی پیدا می کند. چینی هامعتقدند این ماده برای پوست و ریه ما بسیار مفید می باشد.



6- شاه میگو: فروش این نوع خرچنگ سالانه مبلغی معادل ۱/۸ میلیون دلار به صنعت فروش محصولات دریای جهان پول تزریق می کند. زیستگاه این جانور دریایی آبهای شور، دریاهای صخره دار و آبهای کثیف می باشد. آنها اغلب در زیر صخره ها زندگی می کنند. برای پخت این نوع خرچنگ آنها را به ‏صورت ناگهانی وارد آب درحال جوش کرده و باعث کشته شدن ناگهانی خرچنگ می شوند.گوشت این نوع خرچنگ معمولاً با کره آب شده سرو می شود.



7- قارچ ماتسوتاکه: ماتسوتاکه یک نوع قارچ خوراکی ژاپنی است. این قارچ جزو گران قیمت ترین مواد خوراکی ژاپن می باشد. برداشت سالانه ا ین نوع قارچ محدود و کمتر از هزار تن است. درموارد بسیار نادر این نوع قارچ درچین، کره و کانادا رشد می کند. کشت و برداشت این قارچ بسیار سخت بوده و در فصل اول برداشت و یا همان نوبرانه خودمان، افزون برکیلویی دو میلیون تومان به فروش می رسد



8- صدف خوراکی: ‏ نام این صدف برای گروه بسیار بزرگی ازسخت ‏تنان که زیستگاهشان آب های شور است، استفاده می ‏شود. می توان گفت که به جز این نوع صدف، بقیه سخت تنان دریایی ارزش فروش در بازار را ندارند. این صدف اغلب خام و با چکاندن قطره ای آب لیمو سرو می شود. خوردن این صدف نیروی جنسی را افزایش می دهد.


۱۳۸۸-۰۹-۲۱

قصد ازدواج

شنبه:همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید.
من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه.
بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم.
یکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشهشیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه.
مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم.
دوشنبه:امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست.من که میدونم منظورش چی بود.حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم.
سه شنبه:امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه.
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا ! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه. حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هجور شده با این یکی هم ازدواج میکنم.
چهارشنبه:امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوره به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشسد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطوراین دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر میشه.
پنج شنبه:یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخوا د که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم.
جمعه:امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. اجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم.
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد.
شنبه:امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم واومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است. برو از بیمارستان بگیر. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم.
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود... .

۱۳۸۸-۰۹-۱۸

چند قانون کاربردی :

قانون گاو !

گاو سرشو می‌اندازه پایین و کار خودشو انجام میده، کاری نداره کسی چی میگه! از شاخش هم استفاده نمی‌کنه، چون بهترین شاخ زن‌ها رفتند توی میدان گاو بازی و نابود شدند.

برای مثال شما قصد داری به عیادت کسی در بیمارستان بری، بهترین راه اینه که راه خودت را بگیری و مستقیم وارد بخش بشی و به کسی هم توجه نکنی، حالا مثلا اگر از نگهبان بپرسی که

"الان ساعت ملاقات هست؟" یا این که "می‌تونم برم تو؟"

اگر هیچ مشکلی هم وجود نداشته باشه، نگهبانه برای اینکه قدرت خودشو بهت نشون بده جلوت را می‌گیره. این قانون در جاهایی که قوانین مسخره و دست و پا گیر داره هم کاربرد داره، یعنی خیلی موانع قانونی (یا بهتر بگم سنگ اندازی‌ها) در مرحله آغازین کارها بیشتر جلوه می‌کنند، وقتی شما بی‌توجه به همه‌ آنها کارت را آغاز کردی، اکثر آنها خود به خود کنار می‌روند یا افراد مجبور میشن خودشونو با شما وفق بدن. در کل این قانون (قضیه) در جوامعی مثل جامعه ایران که فضولی در کار دیگران امری پسندیده‌ای محسوب می‌شود بسیار کاربرد دارد.

قانون سگ !

سگی شما رو دنبال کرده و شما فقط یه قرص نان دارید، اگر کل نان را جلوش بندازید، زود می‌خوردش و بعدش به شما حمله می‌کنه، پس بهترین کار اینه که نان را تکه تکه بهش بدین تا زمانی که به جای امنی برسید.

مثلا می‌دانید که طرح یک پروژه یک ماه طول می‌کشه، اما اگر به کارفرما بگویید یک ماه، شاکی میشه و فحش میده، شایدم رفت و کار را داد به یکی دیگه، پس کار را در چند مرحله بهش تحویل می‌دهید. مثلا هفته اول سایت پلان، به همراه پلان اولیه، هفته دوم پلان نهایی و الا آخر! اینطوری طرف شاکی نمیشه که هیچ، کلی هم ذوق می‌کنه که تو جریان پیشرفت کار قرار داشته!

قوانین خر!!!

قانون اول:

هرگاه خری در یک کنج مثلث و منبع غذا در کنج دیگری باشد، خر مورد نظر همیشه مسیری را طی میکند که از یک ضلع مثلث می‌گذرد.

نتیجه گیری: در دبیرستان می‌گفتند که این یعنی خر هم می‌فهمه که اون راه نزدیکتره، اما در اصل اینه که همیشه کوتاه‌ترین راه، بهترین راه نیست و فقط خر کوتاه‌ترین راه را انتخاب می کنه!

قانون دوم:

هرگاه خری در فاصله مساوی بین دو منبع غذایی قرار گرفته باشد. آنقدر بین انتخاب نزدیکترین منبع تردید می‌کند و به سمت هیچکدام نمی رود تا از گرسنگی بمیرد!

نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها تصمیم گیری بین دو یا چند گزینه در نتیجه عمل تاثیر چندانی نمی‌گذارد، پس تا فرصت نگذشته سریعتر تصمیم‌گیری کنیم.

قانون سوم:

هرگاه در مسیری دو خر از روبرو (شاخ به شاخ) به یکدیگر برسند، و مسیر به قدری تنگ باشد که این دو باید کمی از وسط جاده کنار رفته، به دیگری راه بدهند تا بتوانند رد شوند، هیچکدام از خرها از جای خود تکان نمی‌خورند.

نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها برای رسیدن به نتیجه مطلوب بایستی به طرف مقابل امتیاز بدهید، به بازی "بُرد ـ بُرد" بیاندیشیم، سیاستمدار باشیم، دور از جون و بلا نسبت شما، خر نباشیم!

واكنش مغز آدمی در برابر دعاها

واكنش مغز آدمی در برابر دعاها

محققان ژاپنی به تاثیر عجیب دعا بر روان انسان پی بردند.محققان ژاپنی در تازه ترین تحقیق خود به تاثیر عجیب و سریع دعاهایی پی بردند كه بیشتر اوقات،افراد در برخورد با هم به صورت تعارف رد و بدل می كنند.در این تحقیق ثابت شد، واكنش مغز آدمی به این دعاها، مشابه واكنشی است كه در هنگام دریافت هدایای مالی حس می شود و در حقیقت،این دعاها بخشی از اعصاب مغز را كه در هنگام دریافت هدایای مالی واكنش نشان می دهند فعال می كند. دكتر نوریهیرو ساداتو، از محققان مركز ملی مطالعات اعضا و جوارح در ژاپن، در باره نتایج این تحقیق می گوید،پاداش های مالی و معنوی، اگرچه با هم تفاوت دارند اما در این مطالعه ثابت شد،هردوی این پاداش ها بخش عصبی خاصی از مغز را فعال می كنند و از این نظر به هم شبیه هستند. این محقق ژاپنی افزود:نتیجه بدست آمده می تواند گام های نخست در مسیر تفسیر و ارزیابی رفتار های اجتماعی پیچیده بشر همچون ایثار به دیگران به شمار می آید.