۱۳۹۱-۰۳-۰۴

ماهی نمیر.. باش که دریا بیاورم! حالم بد است مثل عقابی که پیر شد یا کفتری که زخمیِ تیرِ امیر شد ابری قرار بود ازین جا گذر کند پیمان شکست باد و نصیبم کویر شد.. □ □ عمری بیاد روز رهایی ترانه خواند مرغی که در حصار قفس ها اسیر شد رودم، که در تقابل با رسم آبشار در عین سربلندی خود، سربزیر شد □ □ بازیچه ی قمار و غرور و شراب و شعر، عاشق که شد به حکم دلش گوشه گیر شد.. باور نمی کنم دل دریا پرست من افتاد روی خاک و شکست و حقیر شد □ □ - ماهی نمیر... باش که دریا بیاورم!! - دریا کجاست!؟ تنگ بیاور که دیر شد... پوریا شیرانی www.taranehayeboumi.blogfa.com

هیچ نظری موجود نیست: